einen fahrenlassen

Aussprache: /ˈaɪ̯nən ˈfaːʁənˌlasən/
Worttrennung: einen fah·ren·las·sen
اصطلاح

باد شکم خارج کردن، گاز روده را خارج کردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای خارج کردن گاز از روده از طریق مقعد است. این یک عبارت عامیانه و غیررسمی برای توصیف این عمل فیزیکی است.

  • Nach dem deftigen Essen musste er heimlich einen fahrenlassen.بعد از غذای سنگین، او مجبور شد یواشکی باد شکم خارج کند.
  • Es war ihm peinlich, aber er konnte nicht anders, als einen fahrenlassen.برای او خجالت‌آور بود، اما نتوانست جلوی خود را بگیرد و باد شکم خارج کند.
  • Im Kino hat jemand laut einen fahrenlassen, was alle zum Lachen brachte.در سینما کسی با صدای بلند باد شکم خارج کرد که همه را به خنده انداخت.