einen sitzen haben

Aussprache: /ˌaɪ̯nən ˈzɪt͡sn̩ ˌhaːbn̩/
Worttrennung: einen ·sit·zen ha·ben
اصطلاح

مست بودن، کمی الکل مصرف کرده بودن

Bedeutungen

1

به معنای کمی مست بودن یا تحت تأثیر الکل قرار گرفتن. معمولاً به مستی شدید اشاره ندارد، بلکه به حالتی که فرد کمی سرخوش یا بی‌حساب شده است.

  • Nach zwei Gläsern Wein hatte er schon einen sitzen und lachte viel.بعد از دو لیوان شراب، او کمی سرخوش شده بود و زیاد می‌خندید.
  • Er ist heute Abend nicht ganz nüchtern, er hat wohl einen sitzen.او امشب کاملاً هوشیار نیست، به نظر می‌رسد کمی نوشیده است.
  • Lass uns noch ein Bier trinken, dann haben wir einen sitzen und die Stimmung wird besser.بیا یک آبجو دیگر بنوشیم، آن وقت کمی سرخوش می‌شویم و حال و هوا بهتر می‌شود.