einer Sache freien Lauf lassen

Aussprache: /ˈaɪ̯nɐ ˈzaxə ˈfraɪ̯ən laʊf ˈlasn̩/
Worttrennung: ei·ner Sa·che frei·en Lauf las·sen
اصطلاح

به چیزی اجازه آزادانه پیش رفتن دادن، مهار نکردن، رها کردن

Bedeutungen

1

به معنای اجازه دادن به یک احساس، تمایل، یا فرایند برای پیش رفتن بدون هیچ‌گونه محدودیت یا کنترلی است. این اصطلاح اغلب در مورد احساسات شدید مانند خشم، شادی یا خلاقیت به کار می‌رود.

  • Nach dem Sieg ließ er seiner Freude freien Lauf und tanzte auf dem Tisch.پس از پیروزی، او اجازه داد شادی‌اش آزادانه جریان یابد و روی میز رقصید.
  • Der Künstler ließ seiner Fantasie freien Lauf und schuf ein beeindruckendes Werk.هنرمند به تخیل خود آزادانه اجازه پیش رفتن داد و اثری چشمگیر خلق کرد.
  • Es ist wichtig, seinen Gefühlen manchmal freien Lauf zu lassen.مهم است که گاهی به احساسات خود اجازه آزادانه جریان یافتن بدهیم.