einer Sache ihren Lauf lassen

Aussprache: /ˈaɪ̯nɐ ˈzaxə ˈiːrən laʊf ˈlasn̩/
Worttrennung: ei·ner Sa·che ih·ren Lauf las·sen
اصطلاح

اجازه دادن به چیزی که مسیر خود را طی کند، دخالت نکردن

Bedeutungen

1

به معنای عدم دخالت در یک فرایند یا اتفاق و اجازه دادن به آن برای پیش رفتن به صورت طبیعی است. این اصطلاح شبیه است اما تأکید بیشتری بر تصمیم آگاهانه برای عدم مداخله دارد.

  • Der Arzt entschied, der Krankheit ihren Lauf zu lassen, da eine Behandlung zu riskant gewesen wäre.پزشک تصمیم گرفت اجازه دهد بیماری مسیر خود را طی کند، زیرا درمان بسیار پرخطر بود.
  • Manchmal ist es am besten, der Natur ihren Lauf zu lassen.گاهی اوقات بهترین کار این است که اجازه دهیم طبیعت مسیر خود را طی کند.
  • Sie hat die Situation beobachtet und der Sache ihren Lauf gelassen.او وضعیت را زیر نظر گرفت و اجازه داد اوضاع به حال خود پیش برود.