einfühlsam

Aussprache: /ˈaɪ̯nfyːlˌzaːm/
Worttrennung: ein·fühl·sam
صفت

دلسوز، همدل، بااحساس، فهمیده، با ملاحظه

Bedeutungen

1

توانایی درک و به اشتراک گذاشتن احساسات دیگران؛ نشان دادن درک، همدلی و توجه به نیازها و احساسات دیگران.

  • Er ist ein sehr einfühlsamer Zuhörer, der immer ein offenes Ohr hat.او شنونده‌ای بسیار همدل است که همیشه گوش شنوایی دارد.
  • Ihre einfühlsame Art half ihm, seine Trauer zu überwinden.روش همدلانه او به او کمک کرد تا بر اندوهش غلبه کند.
  • Eine einfühlsame Antwort kann in schwierigen Situationen viel bewirken.یک پاسخ دلسوزانه می‌تواند در موقعیت‌های دشوار تأثیر زیادی داشته باشد.