Partizip II
پخته شده (در فر)
معانی و تعاریف eingebacken:
- به طور کامل در فر پخته شده و آماده مصرف یا ارائه.
- به صورت ضمنی یا غیرمستقیم در یک طرح، قانون یا توافق گنجانده شده و تثبیت شده است.
جملات نمونه برای eingebacken:
Der Kuchen ist perfekt eingebacken und duftet herrlich.
کیک کاملاً در فر پخته شده و عطر دلانگیزی دارد.
Die Lasagne wurde im Ofen goldbraun und knusprig eingebacken.
لازانیا در فر طلایی و ترد پخته شد.
Die neuen Bestimmungen sind bereits in den bestehenden Vertrag eingebacken.
مقررات جدید از قبل به طور ضمنی در قرارداد موجود گنجانده شدهاند.