einbringen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌbrɪŋən/
Wortzerlegung: ein·brin·gen
فعل

جمع‌آوری کردن (محصول)، سود آوردن، مشارکت دادن (ایده/مهارت)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) einbringen

محصولات کشاورزی را از مزرعه جمع‌آوری کردن و به انبار آوردن

  • Die Bauern bringen die Ernte ein.کشاورزان محصول را برداشت می‌کنند.
  • Im Juli müssen wir das Heu einbringen.در ماه ژوئیه باید یونجه را جمع‌آوری کنیم.
2 etwas (Akkusativ) in + Akkusativ einbringen

ایده، مهارت یا سرمایه خود را در یک پروژه، تیم یا بحث مشارکت دادن

  • Er hat viele gute Ideen in das Projekt eingebracht.او ایده‌های خوب زیادی را در پروژه مشارکت داد.
  • Jeder sollte seine Fähigkeiten in das Team einbringen.هر کس باید توانایی‌های خود را در تیم به کار گیرد.
3 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) einbringen

سود، منفعت، شهرت یا افتخاری را به همراه داشتن

  • Die Investition hat einen hohen Gewinn eingebracht.این سرمایه‌گذاری سود زیادی به همراه داشته است.
  • Seine harte Arbeit hat ihm viel Anerkennung eingebracht.کار سخت او برایش احترام زیادی به ارمغان آورد.