der eingefrorener Konflikt

Aussprache: /ˈaɪ̯nɡəˌfʁoːʁənɐ kɔnˈflɪkt/
Worttrennung: ein·ge·fro·re·ner ·Kon·flikt
اسم

مناقشه منجمد، درگیری یخ‌زده

Bedeutungen

1

اختلاف یا درگیری بین دو یا چند گروه که به طور رسمی پایان نیافته، اما فعالیت‌های خصمانه آن متوقف شده و در وضعیت سکون قرار گرفته است.

  • Der Konflikt in der Region gilt als eingefrorener Konflikt, da die Kämpfe seit Jahren ruhen.مناقشه در منطقه به عنوان یک مناقشه منجمد تلقی می‌شود، زیرا سال‌هاست که درگیری‌ها متوقف شده است.
  • Es besteht die Gefahr, dass ein eingefrorener Konflikt jederzeit wieder aufflammen kann.این خطر وجود دارد که یک مناقشه منجمد در هر زمانی دوباره شعله‌ور شود.
  • Die internationale Gemeinschaft versucht, eine Lösung für diesen eingefrorenen Konflikt zu finden.جامعه بین‌المللی تلاش می‌کند راه‌حلی برای این مناقشه منجمد بیابد.