eingeharkten

Aussprache: /ˌaɪ̯nɡəˈhaʁktən/
Wortzerlegung: ein·ge·hark·ten
Deklinierte Form

جمع‌آوری شده (با چنگک)

Bedeutungen

1

به حالتی که برگ‌ها، علف‌ها یا مواد دیگر با استفاده از شن‌کش جمع‌آوری و مرتب شده‌اند.

  • Das Laub wurde sorgfältig eingeharkt und kompostiert.برگ‌ها با دقت با شن‌کش جمع‌آوری و کمپوست شدند.
  • Der Rasen sah ordentlich aus, nachdem das eingeharkte Gras entfernt worden war.پس از اینکه چمن‌های جمع‌آوری شده با شن‌کش برداشته شدند، چمن به نظر مرتب می‌رسید.