Partizip II
کمک شده در یادآوری
معانی و تعاریف eingeholfen:
- یاری رسانده شده است به فردی برای انجام موفقیتآمیز یک کار یا وظیفه، به ویژه در مراحل اولیه یا دشوار آن (شکل گذشته کامل).
جملات نمونه برای eingeholfen:
Dem jungen Wissenschaftler wurde bei der Analyse der Daten von erfahrenen Forschern eingehilfen.
به پژوهشگر جوان در تحلیل دادهها توسط محققان باتجربه کمک شده بود.
Dem neuen Teammitglied wurde bei der Bewältigung der ersten Herausforderungen eingehilfen.
به عضو جدید تیم در غلبه بر چالشهای اولیه کمک شده بود.