صفت
ترشیانداخته شده، کنسرو شده؛ قرار داده شده، گذاشته شده
جملات نمونه برای eingelegt:
„Auf dem Teller befand sich auch hartnäckig wie immer ''eingelegtes'' Gemüse, das er aber niemals aß, daneben eine kleine Schale mit geschälten Erdnüssen.“
روی بشقاب، طبق معمول، سبزیجات ''ترشیانداخته شده'' نیز قرار داشت که او هرگز نمیخورد، در کنار آن یک کاسه کوچک بادام زمینی پوستکنده بود.