einschätzen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʃɛtsn̩/
Worttrennung: ein·schät·zen
فعل

ارزیابی کردن، تخمین زدن، سنجیدن

Beispiele

  • Ich ''schätze'' meine Kollegen als sehr zuverlässig ''ein.من همکارانم را بسیار قابل اعتماد ارزیابی می‌کنم.
  • Wie ''schätzen'' sie als Experte die Situation ''ein?شما به عنوان یک متخصص، وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
  • Oliver ''hatte'' den Lernaufwand falsch ''eingeschätzt'' und fiel durch die Prüfung.اولیویر حجم کار یادگیری را اشتباه ارزیابی کرده بود و در امتحان رد شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

ارزیابی کردن، تخمین زدن، قضاوت کردن (یک وضعیت، یک شخص، یک خطر)

  • Ich schätze die Lage als sehr ernst ein.من وضعیت را بسیار جدی ارزیابی می‌کنم.
  • Man sollte seine eigenen Fähigkeiten realistisch einschätzen.باید توانایی‌های خود را واقع‌بینانه ارزیابی کرد.
2 Akkusativ + als + Akkusativ

قضاوت کردن به عنوان، در نظر گرفتن به عنوان

  • Er wurde als sehr kompetent eingeschätzt.او به عنوان فردی بسیار شایسته ارزیابی شد.
  • Die Experten schätzen das Risiko als gering ein.کارشناسان خطر را کم ارزیابی می‌کنند.