einschließen
محبوس کردن، شامل شدن، به همراه داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ in + Akkusativ/Dativ)
کسی یا چیزی را در جایی قفل کردن و مانع خروج یا دسترسی به آن شدن
- Er hat sich im Zimmer eingeschlossen, um ungestört zu lernen.او خودش را در اتاق حبس کرد تا بدون مزاحمت درس بخواند.
- Sie schloss das Geld im Tresor ein.او پول را در گاوصندوق قفل کرد.
2
Akkusativ
مبلغ، هزینه، فرد یا موردی را درون مجموعه یا محاسبات گنجاندن (شامل شدن)
- Der Preis schließt das Frühstück und die Steuern ein.قیمت شامل صبحانه و مالیات میشود.
- Das Angebot schließt alle Nebenkosten ein.این پیشنهاد شامل تمامی هزینههای جانبی میشود.