Partizip II
به کار گرفته شده، مستقر شده
معانی و تعاریف eingesetzt:
- به طور رسمی در یک موقعیت شغلی، مسئولیت یا نقش مهمی گماشته شدن یا منصوب شدن.
- به کار بردن یا استفاده کردن از یک ابزار، روش یا منبع خاص برای دستیابی به یک هدف مشخص.
جملات نمونه برای eingesetzt:
Der erfahrene Diplomat wurde als Sonderbeauftragter für die Friedensverhandlungen eingesetzt.
این دیپلمات باتجربه به عنوان نماینده ویژه مذاکرات صلح به کار گماشته شد.
Für die kritische Phase der Operation wurde ein neues medizinisches Team eingesetzt.
برای مرحله حساس عمل، یک تیم پزشکی جدید به کار گرفته شد.
Bei der Analyse komplexer Daten werden hochentwickelte Algorithmen eingesetzt.
در تحلیل دادههای پیچیده، الگوریتمهای پیشرفتهای به کار گرفته میشوند.