Deklinierte Form
سوراخ شده، فرو کرده شده
معانی و تعاریف eingestochenen:
- صفت مشتق شده از فعل 'einstechen' که برای توصیف چیزی که سوراخ یا وارد شده است به کار میرود و در حالتهای مختلف صرف میشود.
جملات نمونه برای eingestochenen:
Die Nadel des eingestochenen Gewebes war steril.
سوزن بافت سوراخ شده استریل بود.
Er untersuchte die eingestochenen Stellen der Haut.
او محلهای نیش زده شده پوست را بررسی کرد.