eingesungen

Aussprache: /ˈaɪ̯nɡəˌzʊŋən/
Wortzerlegung: ein·ge·sun·gen
Partizip II

خوانده شده (برای ضبط)، تمرین شده (آواز)

Bedeutungen

1 N/A

صفت مفعولی از فعل 'einsingen' به معنی صدایی که برای اجرا یا ضبط تمرین شده است.

  • Die eingesungene Arie klang makellos und emotional.آریا (ترانه اپرایی) تمرین شده، بی‌عیب و نقص و احساسی به نظر می‌رسید.
  • Nachdem die Stimme eingesungen war, begann die eigentliche Aufnahme.پس از اینکه صدا تمرین شد، ضبط اصلی آغاز گردید.