eintreffen
رسیدن، وارد شدن، به حقیقت پیوستن
Bedeutungen
1
(in + Dativ / an + Dativ)
شخص، وسیله نقلیه یا محمولهای پس از طی مسیر به مقصد رسیدن و وارد شدن
- Der Zug ist mit zehn Minuten Verspätung eingetroffen.قطار با ۱۰ دقیقه تأخیر وارد شد (رسید).
- Die Gäste sind pünktlich im Hotel eingetroffen.میهمانان سر وقت به هتل رسیدند.
2
(ohne Objekt / intransitiv)
پیشبینی، حدس، پیشگویی یا امری نگرانکننده رخ دادن و به حقیقت پیوستن
- Meine Schlimmsten Befürchtungen sind leider eingetroffen.متأسفانه بدترین نگرانیهای من به حقیقت پیوست.
- Seine Prognose bezüglich des Marktes ist genau eingetroffen.پیشبینی او در مورد بازار دقیقاً محقق شد.