eingetunkten
غوطهور شده، فرو برده شده
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای شیء)، in + Akkusativ (برای مایع)
شکل گذشته ساده فعل 'eintunken' به معنی فرو بردن یا آغشته کردن چیزی در مایعی، اغلب برای پوشاندن یا طعمدار کردن آن.
- Er tunkte das Brot in die heiße Schokolade ein, bis es weich war.او نان را در شکلات داغ فرو برد تا نرم شد.
- Die Kekse wurden in den Kaffee eingetunkt, bevor sie gegessen wurden.بیسکویتها قبل از خوردن در قهوه فرو برده شدند.