einwickeln

Aussprache: /ˈaɪ̯nvɪkl̩n/
Wortzerlegung: ein·wi·ckeln
فعل

پیچیدن، بسته‌بندی کردن، گول زدن (عامیانه)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با کاغذ، پارچه یا مواد دیگر پوشاندن یا پیچیدن.

  • Sie wickelte das Geschenk in buntes Papier ein.او هدیه را در کاغذ رنگی پیچید.
  • Das Baby wurde in eine warme Decke eingewickelt.نوزاد در یک پتوی گرم پیچیده شد.
2 Akkusativ (jemanden einwickeln)

(مجازی) کسی را با حیله‌گری یا جذابیت تحت تأثیر قرار دادن یا گول زدن.

  • Er versucht immer, seine Eltern einzuwickeln.او همیشه سعی می‌کند والدینش را گول بزند.
  • Lass dich nicht von seinen Worten einwickeln!اجازه نده حرف‌هایش تو را گول بزند!