einwickeln
پیچیدن، بستهبندی کردن، گول زدن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با کاغذ، پارچه یا مواد دیگر پوشاندن یا پیچیدن.
- Sie wickelte das Geschenk in buntes Papier ein.او هدیه را در کاغذ رنگی پیچید.
- Das Baby wurde in eine warme Decke eingewickelt.نوزاد در یک پتوی گرم پیچیده شد.
2
Akkusativ (jemanden einwickeln)
(مجازی) کسی را با حیلهگری یا جذابیت تحت تأثیر قرار دادن یا گول زدن.
- Er versucht immer, seine Eltern einzuwickeln.او همیشه سعی میکند والدینش را گول بزند.
- Lass dich nicht von seinen Worten einwickeln!اجازه نده حرفهایش تو را گول بزند!