Konjugierte Form
گچ گرفته شده بودند
معانی و تعاریف eingipsten:
- شکل گذشته فعل 'eingipsen' به معنی محکم کردن و بیحرکت کردن یک عضو آسیبدیده بدن با استفاده از گچ پزشکی.
جملات نمونه برای eingipsten:
Nachdem der Knochenbruch diagnostiziert war, wurde das Bein sorgfältig eingipsten.
پس از تشخیص شکستگی استخوان، پا با دقت گچ گرفته شد.
Der Chirurg erklärte, dass der Arm des Patienten bereits am Vortag eingipsten worden sei.
جراح توضیح داد که بازوی بیمار در روز قبل گچ گرفته شده بود.