Konjugierte Form
آنها قطع کردند / مداخله کردند
معانی و تعاریف einhackten:
- جدا کردن یا قطع کردن بخشی از یک کل، به ویژه در زمینه فنی یا برنامهنویسی.
جملات نمونه برای einhackten:
Der Programmierer musste einen fehlerhaften Codeabschnitt manuell einhacken, um das System zu stabilisieren.
برنامهنویس مجبور بود بخش معیوب کد را به صورت دستی هک کند تا سیستم را تثبیت نماید.
Für die Restaurierung wurde ein kleines Stück des originalen Holzes sorgfältig eingehackt und ersetzt.
برای مرمت، قطعه کوچکی از چوب اصلی با دقت جدا و جایگزین شد.