einhakten
قلاب کردند (گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ (با چیزی)
به صورت فیزیکی یا مجازی چیزی را با قلاب یا مکانیزم مشابه درگیر کردن یا به آن متصل شدن؛ همچنین به معنای شروع به مشارکت فعال در یک بحث یا فعالیت.
- Der Bergsteiger musste seine Ausrüstung sorgfältig einhaken, um den steilen Anstieg zu meistern.کوهنورد مجبور بود تجهیزات خود را با دقت قلاب کند تا بر صعود شیبدار غلبه کند.
- Nach einer kurzen Pause hakte sie sich wieder in die Diskussion ein, um ihre Argumente zu verteidigen.پس از وقفهای کوتاه، او دوباره در بحث درگیر شد تا از استدلالهای خود دفاع کند.