einheiraten
با ازدواج وارد خانواده شدن، زنبابا شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با ازدواج وارد یک خانواده شدن، معمولاً خانوادهای که از نظر اجتماعی یا اقتصادی وضعیت بهتری دارد.
- Er hat in eine reiche Familie eingeheiratet und lebt nun im Luxus.او با ازدواج وارد یک خانواده ثروتمند شد و اکنون در ناز و نعمت زندگی میکند.
- Sie hoffte, durch die Heirat in die bessere Gesellschaft einheiraten zu können.او امیدوار بود که بتواند با ازدواج وارد طبقه اجتماعی بالاتری شود.