einherfließen

Aussprache: /aɪ̯nˈheːɐ̯ˌfliːsn̩/
Worttrennung: ein·her·flie·ßen
فعل

به آرامی جاری شدن، سرازیر شدن

Bedeutungen

1 mit + Dativ (mit jemandem / etwas einherfließen)

همراه با چیز دیگری جاری شدن یا حرکت کردن، با هم جریان یافتن (معمولاً به صورت استعاری).

  • Der Fluss floss ruhig mit dem Meer einher.رودخانه به آرامی با دریا تلاقی کرد.
  • Die Gedanken flossen ruhig mit dem Strom einher.افکار به آرامی با جریان همراه بودند.
2 mit + Dativ (mit jemandem / etwas einherfließen)

به طور طبیعی و ذاتی با چیزی مرتبط بودن، ملازم بودن، نتیجه طبیعی چیزی بودن.

  • Erfolg fließt oft mit harter Arbeit einher.موفقیت اغلب با کار سخت همراه است.
  • Diese Entscheidung geht mit großen Risiken einher.این تصمیم با خطرات بزرگی همراه است.