einhergehen
همراه بودن با، همزمان رخ دادن
Bedeutungen
1
mit + Dativ
به طور همزمان با رویداد یا پدیده دیگری اتفاق افتادن و با آن همراه بودن
- Wirtschaftswachstum geht oft mit Umweltproblemen einher.رشد اقتصادی اغلب با مشکلات زیستمحیطی همراه است.
- Die Krankheit geht mit hohem Fieber einher.بیماری با تب بالا همراه است.