einhergingen

Aussprache: /aɪ̯nˈheːɐ̯ˌɡɪŋən/
Wortzerlegung: ein·her·gin·gen
Konjugierte Form

همراه بودند، آمدند، رخ دادند

Bedeutungen

1 mit + Dativ

همراه بودن یا همزمان رخ دادن دو یا چند پدیده، وضعیت یا رویداد در گذشته، به طوری که یکی نتیجه یا لازمه دیگری بوده است.

  • Die wirtschaftlichen Krisen der Vergangenheit gingen oft mit sozialen Unruhen einher.بحران‌های اقتصادی گذشته اغلب با ناآرامی‌های اجتماعی همراه بودند.
  • Die großen Entdeckungsreisen des 16. Jahrhunderts gingen mit erheblichen Risiken und Entbehrungen einher.سفرهای اکتشافی بزرگ قرن شانزدهم با خطرات و محرومیت‌های قابل توجهی همراه بودند.
2 mit + Dativ

پیش رفتن یا حرکت کردن به همراه چیزی یا کسی در گذشته، اغلب در یک مسیر یا جهت مشترک.

  • Die Generäle gingen mit ihren Truppen durch die eroberten Gebiete.ژنرال‌ها همراه با نیروهای خود از مناطق فتح شده عبور کردند.
  • Die Philosophen der Aufklärung gingen mit ihren Ideen einer neuen Ära des Denkens einher.فیلسوفان عصر روشنگری با ایده‌های خود، دوران جدیدی از تفکر را آغاز کردند.