einhergingen
همراه بودند، آمدند، رخ دادند
Bedeutungen
1
mit + Dativ
همراه بودن یا همزمان رخ دادن دو یا چند پدیده، وضعیت یا رویداد در گذشته، به طوری که یکی نتیجه یا لازمه دیگری بوده است.
- Die wirtschaftlichen Krisen der Vergangenheit gingen oft mit sozialen Unruhen einher.بحرانهای اقتصادی گذشته اغلب با ناآرامیهای اجتماعی همراه بودند.
- Die großen Entdeckungsreisen des 16. Jahrhunderts gingen mit erheblichen Risiken und Entbehrungen einher.سفرهای اکتشافی بزرگ قرن شانزدهم با خطرات و محرومیتهای قابل توجهی همراه بودند.
2
mit + Dativ
پیش رفتن یا حرکت کردن به همراه چیزی یا کسی در گذشته، اغلب در یک مسیر یا جهت مشترک.
- Die Generäle gingen mit ihren Truppen durch die eroberten Gebiete.ژنرالها همراه با نیروهای خود از مناطق فتح شده عبور کردند.
- Die Philosophen der Aufklärung gingen mit ihren Ideen einer neuen Ära des Denkens einher.فیلسوفان عصر روشنگری با ایدههای خود، دوران جدیدی از تفکر را آغاز کردند.