einhinwerfen
به سمت داخل انداختن (گویشی/قدیمی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به یک سمت یا به داخل جایی انداختن (حالت گویشی یا ساختار بسیار نادر)
- Er warf den Ball einfach einhin, ohne genau zu zielen.او توپ را همینطور به سمتی پرتاب کرد بدون اینکه دقیق هدف بگیرد.
- Sie hat die Münze einhingeworfen.او سکه را به داخل انداخت.