فعل
شیار انداختن، خراش دادن، کندهکاری کردن
معانی و تعاریف einkerben:
- ایجاد بریدگی، شیار یا دندانه در یک سطح یا شیء
- به صورت مجازی: چیزی را عمیقاً در ذهن یا حافظه حک کردن و اثر گذاشتن
جملات نمونه برای einkerben:
Er ''kerbt'' eine neue Kerbe in den Lauf ''ein''. Jeder Bär bekommt seine eigene Kerbe.
او یک خراش جدید روی لوله ایجاد میکند. هر خرس خراش مخصوص به خود را دریافت میکند.
Der Naturstein wird erst ''eingekerbt'' und dann dort gebrochen, um so letztlich die gewünschte Form zu bekommen.
سنگ طبیعی ابتدا شیار داده میشود و سپس در آنجا شکسته میشود تا در نهایت شکل مورد نظر به دست آید.
In die Parkbank ''kerbten'' sie natürlich ihre Anfangsbuchstaben ''ein''.
آنها البته حروف اول خود را روی نیمکت پارک کندهکاری کردند.