einkippten
کج کردند، ریختند (در قالب فعل جداشدنی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ریختن سریع و اغلب بیملاحظه مایعات، به ویژه نوشیدنیها، به داخل یک ظرف یا معده.
- Nach dem langen Marsch kippte er die Flasche Wasser in einem Zug leer.پس از پیادهروی طولانی، بطری آب را در یک جرعه سر کشید.
- Er kippte den Rest des Kaffees in seine Tasse, bevor er das Haus verließ.او باقیمانده قهوه را قبل از ترک خانه در فنجانش ریخت.