فعل
در چمدان گذاشتن، بستهبندی کردن
معانی و تعاریف einkoffern:
- چیزی را در چمدان یا جعبهای قرار دادن و بستهبندی کردن.
- (مجازی) کسی را به شدت شکست دادن یا از پا درآوردن، به خصوص در یک مسابقه یا درگیری.
جملات نمونه برای einkoffern:
Er musste schnell seine Sachen einkoffern, um den Zug noch zu erreichen.
او مجبور بود سریع وسایلش را بستهبندی کند تا به قطار برسد.
Vergiss nicht, die Geschenke vor der Reise einzukoffern.
فراموش نکن که قبل از سفر، هدایا را در چمدان بگذاری.
Unser Team hat den Gegner im Finale richtig eingekoffert.
تیم ما در فینال حریف را حسابی شکست داد.