einkriegten
وارد کردند، جا دادند
Bedeutungen
1
Akkusativ
وارد کردن یا جا دادن چیزی به زور یا با دشواری در فضایی محدود یا در موقعیتی نامناسب.
- Es war fast unmöglich, den sperrigen Schrank durch die enge Tür einzukriegen.تقریباً غیرممکن بود که کمد حجیم را با زور از در تنگ رد کرد.
- Sie versuchten, die überladene Fracht in den kleinen Container einzukriegen.آنها سعی کردند بار بیش از حد را در کانتینر کوچک جا دهند.