فعل
راه دادن (به داخل)، پر کردن (مایع)
معانی و تعاریف einlassen:
- اجازه ورود دادن به کسی یا چیزی؛ مایعی را وارد ظرفی کردن.
- خود را درگیر چیزی کردن، وارد کاری شدن، یا با کسی ارتباط برقرار کردن.
- با کسی ارتباط برقرار کردن، با کسی معاشرت کردن (اغلب با مفهوم منفی یا هشدار).
جملات نمونه برای einlassen:
Der Mann dürfte nach Aussagen seiner Ex-Freundin gedroht haben, die Türe zu ihrer Wohnung einzutreten, wenn sie ihn nicht ''einlasse.''
به گفته دوستدختر سابقش، آن مرد تهدید کرده بود که اگر او را به داخل راه ندهد، در آپارتمانش را میشکند.
Er hat den Besucher nicht ins Haus eingelassen.
او بازدیدکننده را به خانه راه نداد.
Sie ließ warmes Wasser in die Badewanne ein.
او آب گرم را در وان حمام وارد کرد.