einlasten
وارد کردن سفارش به سیستم تولید
Beispiele
- Auftrag XYZ wird auf Maschine ABC ''eingelastet.سفارش XYZ روی دستگاه ABC وارد (برنامهریزی) میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک بار، سفارش یا داده را در یک سیستم یا برنامه ثبت یا وارد کردن (معمولاً در زمینه لجستیک یا مدیریت).
- Bitte lasten Sie die neue Bestellung umgehend in das System ein.لطفاً سفارش جدید را فوراً در سیستم ثبت کنید.
- Die Daten müssen korrekt eingelastet werden, um Fehler zu vermeiden.دادهها باید به درستی بارگذاری شوند تا از خطاها جلوگیری شود.