einlegen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: ein·le·gen
فعل

قرار دادن (داخل چیزی)، کنسرو/ترشی انداختن، استراحت کردن، ثبت اعتراض

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

چیزی را داخل دستگاه یا محفظه‌ای گذاشتن (سی‌دی، دنده، سکه)

  • Bitte legen Sie die DVD in das Laufwerk ein.لطفاً دی‌وی‌دی را در درایو قرار دهید.
  • Der Fahrer legte den Rückwärtsgang ein.راننده دنده عقب را جا زد.
2 Akkusativ

مواد غذایی (خیار، سبزیجات، گوشت) را در سرکه، آب‌نمک یا مواد ترشی/کنسرو قرار دادن

  • Meine Oma legt jedes Jahr Gurken ein.مادربزرگم هر سال خیارشور می‌اندازد.
  • Das Fleisch muss vor dem Grillen eingelegt werden.گوشت باید قبل از کباب کردن مرینیت/خوابانده شود.
3 Akkusativ (z. B. Pause/Stopp)

مکث، توقف یا استراحتی را انجام دادن (Pause/Zwischenstopp einlegen)

  • Wir sollten eine kurze Kaffeepause einlegen.ما باید یک استراحت کوتاه برای قهوه داشته باشیم.
  • Nach drei Stunden Fahrt legten sie eine Rast ein.بعد از سه ساعت رانندگی توقف و استراحت کردند.
4 Akkusativ (Beschwerde/Einspruch/Berufung) + gegen + Akkusativ

اعتراض، شکایت یا درخواست تجدیدنظر حقوقی به دادگاه/اداره ارائه دادن

  • Der Anwalt hat Einspruch gegen den Bußgeldbescheid eingelegt.وکیل به برگه جریمه اعتراض ثبت کرد.
  • Sie wollen Berufung gegen das Urteil einlegen.آنها می‌خواهند نسبت به حکم درخواست تجدیدنظر کنند.
5 ein Wort + für + Akkusativ + einlegen

وساطت کردن، پاپیام شدن برای کسی (ein Wort für jemanden einlegen)

  • Ich werde beim Chef ein gutes Wort für dich einlegen.من پیش رئیس برای تو سفارشت را می‌کنم (سفارش خواهم کرد).
  • Könntest du für mich ein Wort einlegen?می‌توانی برای من وساطت کنی؟