einmieten
در انبار (مَده) ذخیره کردن، انبار کردن
Beispiele
- Futterrüben frostsicher ''einzumieten'' macht viel Arbeit.ذخیره کردن ایمن ریشههای علوفه در برابر یخزدگی، کار زیادی میبرد.
Bedeutungen
1
sich + in + Akkusativ
خود را در جایی (معمولاً برای مدت کوتاه) اجاره کردن یا مستأجر شدن.
- Wir haben uns für eine Woche in einem kleinen Hotel eingemietet.ما برای یک هفته در یک هتل کوچک اتاق گرفتیم (مستأجر شدیم).
- Er mietete sich in eine Wohngemeinschaft ein.او در یک آپارتمان مشترک مستأجر شد.
2
Akkusativ (jemanden in etwas Akk.)
کسی را در جایی اجاره دادن یا برای او جایی اجاره کردن.
- Der Vermieter hat neue Studenten in die freie Wohnung eingemietet.صاحبخانه دانشجویان جدیدی را در آپارتمان خالی مستأجر کرد.
- Sie mieteten die Gäste in einem nahegelegenen Gasthof ein.آنها مهمانان را در یک مهمانخانه نزدیک اسکان دادند (اجاره کردند).