einnehmen
درآمد داشتن، اشغال کردن، مصرف کردن (دارو)، تسخیر کردن، مجذوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پول دریافت کردن، درآمد و سود داشتن
- Das Unternehmen nimmt hohe Gewinne ein.شرکت سودهای بالایی کسب میکند.
- Wie viel haben Sie diesen Monat eingenommen?این ماه چقدر درآمد داشتید؟
2
Akkusativ
جایی یا فضایی را اشغال کردن یا نشسته و مستقر شدن
- Der neue Schrank nimmt viel Platz im Zimmer ein.کمد جدید فضای زیادی از اتاق را اشغال میکند.
- Bitte nehmen Sie Ihre Plätze ein.لطفاً در جای خود بنشینید.
3
Akkusativ
دارو یا غذا مصرف کردن
- Sie muss ihre Medikamente regelmäßig einnehmen.او باید داروهایش را به طور منظم مصرف کند.
- Wir haben gemeinsam das Mittagessen eingenommen.ما با هم ناهار خوردیم.
4
Akkusativ
تسخیر کردن، تصرف کردن (در جنگ و نظامیگری)
- Die Truppen nahmen die Stadt schnell ein.نیروها به سرعت شهر را تسخیر کردند.
- Die Festung wurde nach langer Belagerung eingenommen.قلعه پس از محاصرهای طولانی تصرف شد.
5
Akkusativ
موضع یا موضعگیری خاصی اتخاذ کردن
- Er nahm eine abwartende Haltung ein.او موضعی منتظرانه اتخاذ کرد.
- Sie nahm eine kritische Position ein.او موضعی انتقادی گرفت.
6
Akkusativ + für + Akkusativ
نظر، توجه یا محبت کسی را جلب کردن، مجذوب خود ساختن
- Mit ihrer freundlichen Art nahm sie alle für sich ein.او با رفتار دوستانهاش همه را مجذوب خود کرد.
- Er verstand es, das Publikum für seine Idee einzunehmen.او میدانست چگونه توجه مخاطبان را به ایدهاش جلب کند.