einnehmen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌneːmən/
Wortzerlegung: ein·neh·men
فعل

درآمد داشتن، اشغال کردن، مصرف کردن (دارو)، تسخیر کردن، مجذوب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پول دریافت کردن، درآمد و سود داشتن

  • Das Unternehmen nimmt hohe Gewinne ein.شرکت سودهای بالایی کسب می‌کند.
  • Wie viel haben Sie diesen Monat eingenommen?این ماه چقدر درآمد داشتید؟
2 Akkusativ

جایی یا فضایی را اشغال کردن یا نشسته و مستقر شدن

  • Der neue Schrank nimmt viel Platz im Zimmer ein.کمد جدید فضای زیادی از اتاق را اشغال می‌کند.
  • Bitte nehmen Sie Ihre Plätze ein.لطفاً در جای خود بنشینید.
3 Akkusativ

دارو یا غذا مصرف کردن

  • Sie muss ihre Medikamente regelmäßig einnehmen.او باید داروهایش را به طور منظم مصرف کند.
  • Wir haben gemeinsam das Mittagessen eingenommen.ما با هم ناهار خوردیم.
4 Akkusativ

تسخیر کردن، تصرف کردن (در جنگ و نظامی‌گری)

  • Die Truppen nahmen die Stadt schnell ein.نیروها به سرعت شهر را تسخیر کردند.
  • Die Festung wurde nach langer Belagerung eingenommen.قلعه پس از محاصره‌ای طولانی تصرف شد.
5 Akkusativ

موضع یا موضع‌گیری خاصی اتخاذ کردن

  • Er nahm eine abwartende Haltung ein.او موضعی منتظرانه اتخاذ کرد.
  • Sie nahm eine kritische Position ein.او موضعی انتقادی گرفت.
6 Akkusativ + für + Akkusativ

نظر، توجه یا محبت کسی را جلب کردن، مجذوب خود ساختن

  • Mit ihrer freundlichen Art nahm sie alle für sich ein.او با رفتار دوستانه‌اش همه را مجذوب خود کرد.
  • Er verstand es, das Publikum für seine Idee einzunehmen.او می‌دانست چگونه توجه مخاطبان را به ایده‌اش جلب کند.