فعل
بستهبندی کردن، کادو کردن
معانی و تعاریف einpacken:
- چیزی را در بسته، جعبه یا چمدان قرار دادن، بستهبندی کردن.
- (عامیانه) چیزی را تمام کردن، کنار گذاشتن، به پایان رساندن.
جملات نمونه برای einpacken:
Soll ich Ihnen das als Geschenk ''einpacken?''
آیا باید این را به عنوان هدیه برایتان کادو کنم؟
Ich muss noch meine Kleidung für die Reise einpacken.
من هنوز باید لباسهایم را برای سفر جمع کنم.
Könnten Sie das Geschenk bitte für mich einpacken?
ممکن است لطفاً این هدیه را برایم بستهبندی کنید؟