einpacken können
شکست خوردن، تسلیم شدن، دیگر کاری از دستش برنیامدن
Bedeutungen
1
به معنای ناتوان شدن از ادامه دادن یا موفق شدن در کاری؛ شکست خوردن یا تسلیم شدن در موقعیتی که دیگر امیدی به پیروزی نیست.
- Nachdem er den ganzen Tag verloren hatte, konnte er einpacken.پس از اینکه تمام روز را باخت، دیگر کاری از دستش برنمیآمد.
- Gegen diese starke Mannschaft können wir einpacken.در مقابل این تیم قدرتمند، ما شکست خوردهایم.
- Er hat versucht, die Prüfung zu bestehen, aber er konnte einpacken.او سعی کرد در امتحان قبول شود، اما نتوانست و شکست خورد.