einpacken können

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌpakn̩ ˈkœnən/
Worttrennung: ein·pa·cken ·kön·nen
اصطلاح

شکست خوردن، تسلیم شدن، دیگر کاری از دستش برنیامدن

Bedeutungen

1

به معنای ناتوان شدن از ادامه دادن یا موفق شدن در کاری؛ شکست خوردن یا تسلیم شدن در موقعیتی که دیگر امیدی به پیروزی نیست.

  • Nachdem er den ganzen Tag verloren hatte, konnte er einpacken.پس از اینکه تمام روز را باخت، دیگر کاری از دستش برنمی‌آمد.
  • Gegen diese starke Mannschaft können wir einpacken.در مقابل این تیم قدرتمند، ما شکست خورده‌ایم.
  • Er hat versucht, die Prüfung zu bestehen, aber er konnte einpacken.او سعی کرد در امتحان قبول شود، اما نتوانست و شکست خورد.