Konjugierte Form
جا دادند، مناسب ساختند
معانی و تعاریف einpassten:
- قرار دادن یا ادغام کردن یک جزء یا عنصر در یک ساختار یا سیستم موجود در گذشته به گونهای که به طور کامل با آن هماهنگ شود یا بخشی از آن گردد.
- تطبیق دادن یا سازگار کردن یک فرد یا گروه با یک محیط، فرهنگ یا جامعه جدید در گذشته.
جملات نمونه برای einpassten:
Die Handwerker passten die maßgefertigten Fenster präzise in die alten Mauern ein.
صنعتگران پنجرههای سفارشی را با دقت در دیوارهای قدیمی جا دادند.
Sie passten die neuen Module erfolgreich in die bestehende Softwarearchitektur ein.
آنها ماژولهای جدید را با موفقیت در معماری نرمافزار موجود ادغام کردند.
Der Diplomat passte sich schnell an die politischen Gegebenheiten des Gastlandes ein.
دیپلمات به سرعت خود را با شرایط سیاسی کشور میزبان تطبیق داد.