einpflegen
وارد کردن دادهها، ثبت کردن اطلاعات در سیستم
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
دادهها، اطلاعات یا محتوا را در پایگاه داده، نرمافزار یا وبسایت وارد و ادغام کردن
- Ich muss die neuen Kundendaten in das System einpflegen.من باید اطلاعات مشتریان جدید را در سیستم وارد کنم.
- Die Änderungen wurden erfolgreich in die Datenbank eingepflegt.تغییرات با موفقیت در پایگاه داده ثبت/ادغام شدند.