einpflegen

Aussprache: /ˈaɪ̯npfleːɡn̩/
Wortzerlegung: ein·pfle·gen
فعل

وارد کردن داده‌ها، ثبت کردن اطلاعات در سیستم

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

داده‌ها، اطلاعات یا محتوا را در پایگاه داده، نرم‌افزار یا وب‌سایت وارد و ادغام کردن

  • Ich muss die neuen Kundendaten in das System einpflegen.من باید اطلاعات مشتریان جدید را در سیستم وارد کنم.
  • Die Änderungen wurden erfolgreich in die Datenbank eingepflegt.تغییرات با موفقیت در پایگاه داده ثبت/ادغام شدند.