einpissen
ادرار کردن در شلوار خود
Beispiele
- Nein, du wünschst dir, du wärst nicht in mein Zimmer eingebrochen und hättest auf mich gezielt, damit ich mich ''einpisse''.نه، تو آرزو میکنی که به اتاقم حمله نکرده بودی و به سمتم نشانه نگرفته بودی تا در شلوارت ادرار کنم.
Bedeutungen
1
transitiv / intransitiv
در جایی ادرار کردن، چیزی را با ادرار خیس کردن (بسیار عامیانه و توهینآمیز).
- Der Hund hat ins Bett eingepisst.سگ در رختخواب شاشید.
- Pass auf, dass du dir nicht in die Hose pisst vor Angst!مواظب باش از ترس خودت را خیس نکنی!