einpoldern
زمین را با سد محصور کردن / پُلدر ساختن
Beispiele
- Man machte sich daran, größere Flächen ''einzupoldern'' und damit auch die Sumpfgebiete zu entwässern.آنها شروع به محصور کردن مناطق وسیعتری با سد و در نتیجه زهکشی مناطق باتلاقی کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با ساختن سد یا خاکریز، زمین را از آب (دریا، رودخانه) جدا کردن و خشکاندن برای استفاده کشاورزی یا ساخت و ساز.
- Die Niederlande haben große Flächen Land eingepoldert, um mehr Ackerland zu gewinnen.هلند برای به دست آوردن زمینهای کشاورزی بیشتر، مساحتهای وسیعی از زمین را از آب پس گرفته است.
- Es dauerte Jahrzehnte, bis das neue Gebiet vollständig eingepoldert und nutzbar war.دههها طول کشید تا منطقه جدید به طور کامل از آب پس گرفته و قابل استفاده شود.