einprägsam

Aussprache: /ˈaɪ̯npʁɛːkzaːm/
Worttrennung: ein·präg·sam
صفت

به یاد ماندنی، جذاب و قابل حفظ

Bedeutungen

1

چیزی که به راحتی در ذهن می‌ماند و به خاطر سپرده می‌شود؛ جذاب و قابل توجه.

  • Der Redner hatte eine sehr einprägsame Stimme.سخنران صدایی بسیار به یاد ماندنی داشت.
  • Das Lied hat eine einprägsame Melodie, die man schnell mitsummt.این آهنگ ملودی جذابی دارد که آدم زود آن را زمزمه می‌کند.
  • Sie gab ihm einen einprägsamen Rat für seine Zukunft.او نصیحت به‌یادماندنی برای آینده‌اش به او داد.