einreissen
خراب کردن، فرو ریختن، پاره کردن (به داخل)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ساختمانی یا سازهای را خراب کردن، ویران کردن.
- Das alte Haus soll nächste Woche eingerissen werden.قرار است خانه قدیمی هفته آینده تخریب شود.
- Sie haben die Mauer eingerissen, um Platz zu schaffen.آنها دیوار را خراب کردند تا فضا ایجاد کنند.
2
Akkusativ
چیزی را پاره کردن یا در آن شکاف ایجاد کردن، باعث آسیب رساندن (مثلاً یک تکه کاغذ، پارچه).
- Er hat das Papier aus Versehen eingerissen.او کاغذ را ناخواسته پاره کرد.
- Die Hose ist am Knie eingerissen.شلوار از زانو پاره شده است.
3
Akkusativ
(مجازی) از بین بردن، نابود کردن (مثلاً موانع، تعصبات).
- Es ist wichtig, Vorurteile einzureißen.مهم است که تعصبات را از بین ببریم.
- Sie versuchen, die Barrieren zwischen den Kulturen einzureißen.آنها تلاش میکنند تا موانع بین فرهنگها را از بین ببرند.