einreissen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌraɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: ein·reis·sen
Wort

خراب کردن، فرو ریختن، پاره کردن (به داخل)

Bedeutungen

1 Akkusativ

ساختمانی یا سازه‌ای را خراب کردن، ویران کردن.

  • Das alte Haus soll nächste Woche eingerissen werden.قرار است خانه قدیمی هفته آینده تخریب شود.
  • Sie haben die Mauer eingerissen, um Platz zu schaffen.آنها دیوار را خراب کردند تا فضا ایجاد کنند.
2 Akkusativ

چیزی را پاره کردن یا در آن شکاف ایجاد کردن، باعث آسیب رساندن (مثلاً یک تکه کاغذ، پارچه).

  • Er hat das Papier aus Versehen eingerissen.او کاغذ را ناخواسته پاره کرد.
  • Die Hose ist am Knie eingerissen.شلوار از زانو پاره شده است.
3 Akkusativ

(مجازی) از بین بردن، نابود کردن (مثلاً موانع، تعصبات).

  • Es ist wichtig, Vorurteile einzureißen.مهم است که تعصبات را از بین ببریم.
  • Sie versuchen, die Barrieren zwischen den Kulturen einzureißen.آنها تلاش می‌کنند تا موانع بین فرهنگ‌ها را از بین ببرند.