einrexen
کنسرو کردن، رب کردن (میوه و سبزیجات)
Beispiele
- Heuer wird nichts mehr verschwendet, denn Brombeeren, Zwetschken, Tomaten & Co. werden jetzt wieder ''eingerext.امسال دیگر چیزی دور ریخته نمیشود، زیرا شاهتوتها، آلوها، گوجهفرنگیها و غیره دوباره "کنسرو" میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
غذا را برای نگهداری طولانیمدت در شیشههای مخصوص (به روش رکس) کنسرو کردن یا نگهداری کردن (عمدتاً در جنوب آلمان و اتریش)
- Meine Oma hat immer Obst und Gemüse eingerext.مادربزرگم همیشه میوه و سبزیجات را کنسرو میکرد.
- Wir wollen die Tomaten aus dem Garten einrexen.ما میخواهیم گوجهفرنگیهای باغ را کنسرو کنیم.