einsackten
کیسه کردند، به کیسه کشیدند (گذشته فعل einsacken)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به دست آوردن یا تصاحب کردن بخش بزرگی از چیزی، به ویژه در معاملات تجاری یا رقابتها، به طوری که سهم قابل توجهی برای دیگران باقی نماند.
- Der Investor konnte sich den gesamten Marktanteil des Konkurrenten einsackten.سرمایهگذار توانست کل سهم بازار رقیب را به طور کامل تصاحب کند.
- Bei der Auktion hat ein einziger Bieter fast alle wertvollen Kunstwerke eingesackt.در حراج، یک خریدار تنها تقریباً تمام آثار هنری ارزشمند را در انحصار خود درآورد.