einsatzbereit

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌzat͡sˌbəˈʁaɪ̯t/
Worttrennung: ein·satz·be·reit
صفت

آماده به کار، آماده عملیات

Bedeutungen

1

در وضعیتی قرار داشتن که بتوان بلافاصله از آن استفاده کرد یا آن را به کار انداخت؛ آماده برای انجام وظیفه یا عملیات.

  • Die Feuerwehr ist jederzeit einsatzbereit.آتش‌نشانی در هر زمان آماده به کار است.
  • Nach der Reparatur ist das Fahrzeug wieder voll einsatzbereit.پس از تعمیر، خودرو دوباره کاملاً آماده به کار است.
  • Alle Soldaten müssen für den Ernstfall einsatzbereit sein.همه سربازان باید برای شرایط اضطراری آماده عملیات باشند.