einsatzbereit
آماده به کار، آماده عملیات
Bedeutungen
1
در وضعیتی قرار داشتن که بتوان بلافاصله از آن استفاده کرد یا آن را به کار انداخت؛ آماده برای انجام وظیفه یا عملیات.
- Die Feuerwehr ist jederzeit einsatzbereit.آتشنشانی در هر زمان آماده به کار است.
- Nach der Reparatur ist das Fahrzeug wieder voll einsatzbereit.پس از تعمیر، خودرو دوباره کاملاً آماده به کار است.
- Alle Soldaten müssen für den Ernstfall einsatzbereit sein.همه سربازان باید برای شرایط اضطراری آماده عملیات باشند.