einschachteln

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʃaxtl̩n/
Worttrennung: ein·schach·teln
فعل

داخل جعبه گذاشتن، تو در تو قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einschachteln)

چیزی را در جعبه یا بسته‌بندی مناسب قرار دادن یا بسته‌بندی کردن.

  • Wir müssen die zerbrechlichen Vasen sorgfältig einschachteln.ما باید گلدان‌های شکستنی را با دقت داخل جعبه بگذاریم.
  • Der Händler schachtelte die Waren für den Versand ein.فروشنده کالاها را برای ارسال بسته‌بندی کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas einschachteln)

چیزی را درون چیز دیگری قرار دادن به گونه‌ای که بخشی از آن شود؛ تو در تو قرار دادن (مثلاً داده‌ها، ساختارها یا مفاهیم).

  • Die Software kann komplexe Datenstrukturen ineinander einschachteln.نرم‌افزار می‌تواند ساختارهای داده پیچیده را در هم تو در تو قرار دهد.
  • Er versuchte, seine Argumente logisch ineinander einzuschachteln.او تلاش کرد استدلال‌هایش را به صورت منطقی در هم بگنجاند.