einscheissen
ترسیدن (عاميانه)، گند زدن (عاميانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم، در معنای مجازی)
به شدت ترسیدن تا حدی که کنترل فیزیکی از دست برود؛ در معنای مجازی، به معنای خراب کردن یا به هم ریختن کامل یک موقعیت یا کار به دلیل ترس یا ناتوانی.
- Vor der öffentlichen Rede bekam er derart die Hosen voll, dass er fast einscheißen musste.قبل از سخنرانی عمومی، آنقدر ترسید که نزدیک بود گند بزند (کنترل خود را از دست بدهد).
- Wenn er die Prüfung nicht besteht, hat er alles versaut und wird komplett einscheißen.اگر در امتحان قبول نشود، همه چیز را خراب کرده و کاملاً به گند میکشد (وضعیتش کاملاً خراب میشود).